مقالات زیست شناسی

گیرنده الکتریکی در ماهی

آناتومي سيستم حس الكتريكي:

اندام مولد پالس هاي الكتريكي در دم حيوان قرار دارد كه حاوي دو تا پنج رديف الكتروسيت مي باشد اين الكتروسيت ها سلولهاي ماهيچه اي يا عصبي تغيير شكل يافته مي باشند كه پالس هاي الكتريكي تخليه مي كنند.

اين پالس ها دامنه كوچكي كمتر از يك ولت دارند  بر خلاف مار ماهي و سفره ماهي و گربه ماهي كه تخليه الكتريكي در حد 600 ولت ايجاد مي كنند.

شكل هاي متفاوتي از الكتروسيتها در گونه هاي مختلف ماهي ها وجود داردو شكل موج ايجادي بستگي به نوع الكتروسيت و ابعاد اندام الكتريكي در ماهي دارد.

شكل و اندازه اندام الكتريكي در ماهي بستگي به نوع محيط ماهي دارد.

ماهي هاي الكتريكي ضعيف كه بومي آب هاي با هدايت الكتريكي بالائي مي باشند اندام الكتريكي كوتاه و پهني دارند اما ماهي هائي كه در آب هاي با هدايت پادين الكتريكي زندگي مي كنند  اندام الكتريكي بلند و نازكي دارند و احتمالا اين اندام هاي الكتريكي پالس هائي توليد مي كنند كه بهتر منتثقل مي شود.

رديف گيرنده هاي الكتريكي درست در زير پوست در سرتاسر بدن قرار دارندو پوست مقاومت الكتريكي بالائي ندارد و در نتيجه اين موضوع باعث افزايش حساسيت گيرنده هاي الكتريكي اين ماهي ها مي گردد.

همانند الكتروسيت ها گيرنده هاي الكتريكي(الكترورسپتور ها)نيز انواع گوناگوني دارند حسايت آنها به پارامتر هاي گوناگوني از جمله قدرت سيگنال و قطبيت سيگنال و فاز سيگنال بستگي دارد.

مطالعات روي انواعي ازماهي هاي الكتريي ضعيف نشان داده كه گيرنده هاي الكتريكي بيشتر در ناحيه سر و در اطراف دهان متمركز مي باشند مناسب ترين جائي كه ماهي مي تواند ميدان هاي الكتريكي توليد شده توسط صيد خود را احساس نمايد.

جهت يابي الكتريكي فعال:

به حالتي گفته مي شود كه ماهي خود ميدان الكتريكي ايجاد مي ند و سپس تغيير در اين ميدان را احساس و از آن براي جهت يابي و صيد و ارتباط استفاده مي نمايد و اجسام اطراف خود را بدون ديدن آنها و با دقت بالائي شناسائي و كشف نمايد.

از آنجائي كه اين ماهي ها اغلب در آبهاي گل آلود و كدر رود خانه ها زندگي مي كنند اين ويژگي مي تواند براي آنها بسيار موثر باشد.

نحوه پردازش بسيار ساده مي باشد ماهي توسط اندام الكتريكي خود جريان پيوسته اي از پالس هاي الكتريكي را دراطراف خود ايجاد مي نمايد(مشابه ميدان مغناطيسي در اطراف يك آهنربا) والكترو رسپتورها اين ميدان را احساس مي كنند و قتي كه يك موجود يا مانعي در اين ميدان حركت كرد در اين ميدان اعوجاجي ايجاد مي شود والكترو رسپتورهااين تغييرات را احساس مي كنند.

محدوده فعاليت اين سيستم به اندازه يك طول بدن مي باشد و اجسام بسيار كوچك و اجسامي با مقاومت نزديك به مقاومت الكتريكي آ ب قابل رديابي نمي باشند.در حقيقت اجسام بصورت يك سايه  آشفته  دررديف الكترو رسپتورها حس مي شوند.

وقتي اعوجاج بزرگ باشد در مركز اين سايه تيره مي باشد و هر چه به اطراف سايه نزديك شويم كم رنگ مي شود.هر چه فاصله شيئي بيشتر شود اين سايه بزرگ تر مي شود(درست بر عكس ديدن اشياء در چشم كه هر چه شيئي دورتر شود تصوير كوچكتر مي شود) وماهي از روي تغيير در اندازه اين سايه مي تواند فاصله خود تا آن شيئي را حدس بزند(چشم نيز از روي اندازه تصوير فاصله را حدس مي زند).

البته اينجا يك مشكل پيش مي آيد اندازه سايه  يك شيئي بزرگ درنزديك  با اندازه يك شيئي كوچك دردور برابر خواهد بود واين باعث گمراهي  مي گردد.

در حقيقت  در ماهي هاي الكتريكي ضعيف اندازه گيري فاصله اشياء از روي نسبت حداكثر اعوجاج وحداكثر شيب خطوط ميدان الكتريكي محاسبه مي شود.به عبارت ساده تر ماهي از روي مقايسه ميزان تيرگي سايه و خميدگي سايه به فاصله پي مي برد.

و اگر سايه يك شيئي تغيير كند يعني شيئي در حال حركت مي باشد.ماهي ها همچنين مي توانند با اين روش اجسام با مقاومت الكتريكي  متفاوت و ظرفيت هاي الكتريكي متفاوت را از هم تشخيص دهند و  بدين وسيله بفهم آيا آن شيئي كه در حال نزديك شدن مي باشد يك جاندار است كه بايد به آن  حمله كند و يا دشمن است و بايد از آن دوري كند  ويا بايد شيئي ورودي به ميدان الكتريكي خود  را ناديده بگيرد چون موجود نيست و نه صياد است و نه صيد.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن