مطالب عاشقانه

ديار عاشقان كجاست؟

اي ستاره ها که بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد
اي ستاره ها که از وراي ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته ايد
آري اين منم که در دل سکوت شب
نامه هاي عاشقانه پاره ميکنم
اي ستاره ها اگر بمن مدد کنيد
دامن از غمش پر از ستاره ميکنم
با دلي که بويي از وفا نبرده است
جور بيکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار اين مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه هاي زيرکانه خوشتر است
اي ستاره ها چه شد که در نگاه من
ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
اي ستاره ها چه شد که بر لبان او
آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهي
سر نهاده ام به روي نامه هاي او
سر نهاده ام که در ميان اين سطور
جستجو کنم نشاني از وفاي او
اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد
از دو رويي و جفاي ساکنان خاک

که اينچنين به آسمان نهان شديد

اي ستاره ها ستاره هاي خوب و پاک
من که پشت پا زدم به هر چه که هست و نيست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زين سپس به عاشقان با وفا کنم
اي ستاره ها که همچو قطره هاي اشک سربدار
سر بدامن سياه شب نهاده ايد
اي ستاره ها کز آن جهان جاودان
روزني بسوي اين جهان گشاده ايد
رفته است و مهرش از دلم نميرود
اي ستاره ها چه شد که او مرا نخواست ؟
اي ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس ديار عاشقان جاودان کجاست ؟

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن