مطالب عاشقانه

عشق دروغين

خواستم تا بار ديگر چيزي بنويسم

اما نه قلم نوشت

و

نه کاغذ نوشته هايم را بر روي خود هک کرد
چون که هر دو دانستند که:

بايد دوباره شرح حال عشق من را بنويسند

قلم در دستانم شکست

و

کاغذ ها به هوا رفت

افکارم به هم ريخت

چشمانم با بارش اشکهايش

که پر از درد درون بود

ارمغان تازه اي به گونه هايم بخشيد

اما در خيال خودهميشه اين رويا را مي پروراندم که:

دوستت دارم

اما من ساده

دل به عشق تو داده بودم

و
هميشه با ياد نگاهت زندگي ميکردم

ولي همين را بدان که عشق داستان است

و

من در اين عشق

بازيچه اي براي توبيش نبوده ام

نفرين به اين عشق و نفرين به تو

زندگي چيست؟

گل زردي است

بنام عشق

ايينه شکسته ايست

بنام ؟……. دل

مرواريد غلطانيست

بنام ؟…………………اشک

خطر نا معلوميست

بنام ؟………………………… سرنوشت

فرياد انسان است

بنام؟……………………………………….. سکوت

اما در اين ميان

زيباترين کلمه؟……………………عشق

زشت ترين کلمه؟………………بي وفايي
پاک ترين کلمه ؟………………… اشک

بي همتا ترين کلمه؟………………تنهايي

بي معنا ترين کلمه؟……………… جدايي

و جذاب ترين کلمه ؟…………….. اشنايي

و قشنگ ترين کلمه؟ ………….نام زيباي يار

و چه سخت است زماني که عاشقي از دلها کوچ کند

کاش در اين زمانه پر از عشق دروغين سه چيز وجود داشت

غرور

عشق
دروغ

تا انسان بتواند از روي غرور به خاطر عشق دروغ بگويد

شب بود من بودم وشمع و غم

شب رفت و شمع سوخت

من ماندم و غم

و چه سخت است با غم زيستن

از دريا پرسيدم که اين امواج ديوانه تو

از کرانه ها چه مي خواهند

چرا پريشان و در به در

کرانه ها را از همه جا بي خبر مي رانند

دريا در مقابل سوالم گريست

و امواج همگي به گريه افتادند

ان وقت دريا رو به من کرد و گفت:

مرگ عشق تنها براي انسانها نيست

امواج هم مثل انسانها مي ميرند

و اين امواج زنده هستند

که امواج مرده را شيون کننان

به گورستان ساحل مي سپارند

اي کاش روزي فرا رسد

که خداي در ميان عاشقان قضاوت کند

در ميان سبز پوشان عالم من ان گل زردم

به ظاهر گر چه مي خندم ولي الوده بر دردم

تقديم به همه عاشقان

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن