مقالات تاریخ

نقش زنان در پيروزي انقلاب

حضرت امام خميني مي‌فرمايند:

«اين تبليغات كه اگر اسلام پيدا شد مثلاً ديگر زن‌ها بايد بروند توي خانه‌ها بنشينند و قفلي هم درش بزنند كه بيرون نيايند اين چه حرف غلطي است كه به اسلام نسبت مي‌دهند، صدر اسلام زن‌ها توي لشكرها هم بودند، توي ميدان‌هاي جنگ هم مي‌رفتند.»

مقدمه :

امام خميني سفيري الهي بود كه با عقل فرزانه ي خود ، رهايي بشر را از قيد بندگي و بردگي غير خدا فرياد مي كرد و بشريت را به بيداد ، آگاهي و قيام بر ضد تمام بندها و عبوديت هاي باطل فرا مي خواند .انقلاب اسلامي ايران ، نويدي آسماني بود كه انسان ها را به بازيافت اصيل خود بشارت داده و به جسم هاي بي جانشان حياتي تازه بخشيد ، بنا به اعتراف همه ي انديشمندان و پژوهشگران – امام خميني (ره ) زنده كننده ي اسلام ناب محمدي (ص ) – با بنيانگذاري جمهوري اسلامي توان و ظرفيت (اسلام ناب ) را در اداره جامعه و حكومت به اثبات رسانيد .

در فراخوني جهاني امام ( قدس الله ) توحيد محور اساسي حرمت است و ” معنويت و تهذيب فردي ” زير بناي ساختمان جديد جامعه را تشكيل مي دهد . حضرت امام با تاكيد بر احكام نوراني قرآن منجي انسانهاي بسياري گرديد كه در غفلت غرب حتي احساس خود باوري را از دست داده بودند

زن وجودي الهي كه در مكتب انقلابي امام ( ره ) – اسلام ناب ) بيش از مردان ، بشارت آزادي و انسانيت داده مي شود . زن در طول تاريخ در حاكميت هاي كفر و شرك در شكل هاي قديم و جديد  ، پيوسته به سوي بندگي سوق داده شده است ،  صورتهاي صرفاً مادي و حتي حقيري كه در دوران هاي مختلف تاريخي از زن ترسيم شده ، در عصر حاضر به بدترين شكل جلوه كرده است . نتايج اين دسيسه ها كه شيطان صفتان طراح و عامل اجزاي آن بوده و هستند ، ابعاد الهي زن را واژگون كرده است  .

شگفت آنكه دارندگان اين تيغ هاي طلايي ” مناديان آزادي و حمايت از زن ” به شمار مي آيند . گروههايي ناآگاه از زنان ، دستوراتي را در آيات شيطاني يافته ، با قدم هاي تند به سوي مرگ حقيقي خويش پيش مي روند . در اين راستا ، بررسي ديدگاه رهبر انقلاب حضرت امام خميني ( ره ) راهگشاي ترسيم اين مقوله خواهد بود .

امام خميني در يك تقسيم بندي دوران زندگي زن را در ارتباط با مكتب متعالي اسلام دو مرحله از حاكميت لحاظ مي كند .

1 ) عصر جاهليت قبل از ظهور اسلام

2) عصر جاهليت پهلوي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران

در هر دوره نموداري از شخصيت ترسيم شده ي زن ملاحظه مي شود كه توسط صاحبان زر و زور طراحي شده است .

پس فرهنگ جاهلي حاكم بر تقدير و سرنوشت زن از دو بعد زمان و مكان ، فراگير شده است .

از نگاه حضرت امام ( ره ) زن داراي شخصيت و مقامي قرآني است و نبايد خارج از اين ظرف ملاك و ارزشهاي ديگر را پذيرا شود . شاخصه هاي انساني قرآن ” علم و تقوي  ” هستند . اينها معيارهاي الهي هستند كه در راس تعاليم همه مكاتب الهي مي باشند و قرآن كريم و حضرت ختمي مرتبت ( ص) نيز بر آن تصريح و تاكيد داشته اند

شاخصه هاي علم و تقوي زن و مرد را مشمول خود قرار داده اند و در پيشگاه حضرت احديت هيچ يك را بر ديگري مزيتي نيست .

در خطاب به پيامبر اكرم ( ص) ، مومنين اعم از زن و مرد مفتخر شده اند تا نامشان در كنار نام حضرت حق قرار گيرد .

حضرت امام ( قدس سره ) تنها رهبر انديشمند ي است كه مقام و شخصيت حقيقي زن را باور داشت و با تمام وجود براي ظهور و بروز آن كوشيد .

امام خميني سفيري الهي بود كه با عقل فرزانه ي خود ، رهايي نوع بشر را از قيد بندگي و بردگي غير خدا فرياد مي كرد و بشريت را به بيداد ، آگاهي و قيام بر ضد تمام بندها و عبوديت هاي باطل فرا مي خواند .

زن در اين عبوديت به قيام آزاديخواهانه ، جايگاهي خاص دارد . امام ( قدس سره ) زن را به سوي رستگاري و نجات مي خواند و شان والاي او را به بهترين و زيباترين بيان ترسيم مي كند . ( زن مظهر تحقق آمال بشر است . )

رهبري پر بار و پر افتخار ده ساله حضرت امام ( قدس سره ) موجب گرديد تا دستيابي به انديشه آن حضرت ، از حالت نظري صرف خارج شده و به نظر و نمونه عملي هردو قابل حصول باشند . اين مزيت ، انديشه امام ( قدس سره ) را از ديگر متفكران و صاحب نظران مسلمان ممتاز مي سازد . در نگاهي گذرا ، مي توان درجات عالي حيات اجتماعي زن را در اين ديدگاه ملاحظه كرد . شگفت آور است كه در اين جولانگاه ايماني جايگاه زن والاتر از مرد است .

( من خدمتگذار بانوان ايران هستم ) اين شعار عملي را نمي توان در هيچ يك از نظريه ها و راهبردهاي ديگران يافت ، كه با هياهو به دفاع از حقوق زن در طول تاريخ برخاسته اند .

رسيدن زن به مقام والاي انسانيت در راس ديدگاه الهي امام ( قدس سره) قرار دارد .

اين هدف ، مقصد نهايي زن را در طي طريق معين مي كند .

آن سيري عارفانه است كه بر اساس انگيزه اي الهي براي رسيدن به مقصدي الهي آغاز مي شود . در اين مسير متعالي بارزه هاي عملي حيات اجتماعي جلوه مي كند .

نقش زن در حيات اجتماعي داراي ويژگي خاصي است و آن ( صلاح و فساد جامعه ) است كه سرچشمه اش به وجود زن پيوند دارد .

برداشت غلط از پيشرفت و ترقي زن ، كه تقليدي نابخردانه از فرهنگ غرب است در انديشه امام ( قدس سره ) نفي شده است و در اين انديشه ترقي مفهوم ( كمال جويي ) مي دهد .

مقام مادري اولين مرتبه از شان زن در حيات اجتماعي است .

در اين مقام زن هم طراز با انبياء شمرده مي شود .

در معرفت امام ( قدس سره ) باطن امور و مسائل ، كشف مي شود و با بياني در معرض فهم عامه قرار مي گيرد .

در اين نگاه تزكيه و سازندگي جامعه دو عنصر بزرگي است كه واژه ( مادر ) را معنا مي كند . مادري مقامي است كه هم مسئوليت و هم ظرفيت سازندگي و تزكيه را دارد .

در نظر امام ابتدا و غايت قرآن كريم ( انسان سازي است و شان حقيقي زن ، شاني قرآني ، يعني انسان سازي در جامعه است . )

انحطاط جوامع  بشري ثمره ي زيان باري است كه از عدم انجام وظيفه مادري ناشي شده است .

بنابراين مادر مربي اصلي و آغازين جامعه است .

سعادت و تباهي ملل و كشورها پيوندي عميق و اصيل با وجود زن دارد . زن مي تواند مبدا تمامي سعادتهاي يك ملت باشد .

نقش بنيادين زن در حيات جوامع از ديدگاه امام والاتر از نقش مردان بوده و آن را در بياني زيبا چنين مطرح مي كند :

( مردان بر ملل حق دارند و زنها حقيقي بيشتر از آنها دارند . ) و نيز ( ساختمان صحيح كشورها با نيروي توانمند زن ، استوار مي گردد. )

در شناخت عرفاني امام ( قدس سره ) معراج مردان الهي از مهد و بستري است كه توسط زن گسترده مي شود .

رشد و تعالي هر فرد به استقلال فكري وي بستگي دارد . فكر مستقل ، زمينه ساز رشد فردي و اجتماعي است و عامل شناخت عوامل بازدارنده و مبارزه با آنهاست .

در طرحهاي شوم صاحبان زرو و زور و تزوير براي انحطاط و استثمار جوامع ، بيشترين سرمايه گذاري بر روي قشر زن بوده است . اين  امر بيانگر نقش زن در حيات جامعه از ديدگاه قرآني امام ( قدس سره ) است . از اين رو استقلال فكري زن ، مورد تاكيد و تصريح قرار گرفته است .

تحول زنان در پرتو انقلاب اسلامي

 

به طور قطع مي‌توان گفت انقلاب اسلامي ايران كه به رهبري حضرت امام خميني رحمة الله عليه به پيروزي رسيد داراي بركات و دستاوردهاي مهمي است از جمله آن دستاوردها كه اين انقلاب را از ديگر انقلاب‌ها متمايز مي‌كند، دفاع از جايگاه و حقوق زن در نظام اسلامي است كه در اين راستا نيز كشورهاي غربي با سر دادن شعارهايي همچون زن‌گرايي‌ [فمينيسم]، تساوي حقوق ميان زن و مرد، آزادي‌هاي بي‌حد و حصر زنان و… سعي داشته‌اند كه زنان و دختران كشور ما را به ابتذال اخلاقي همان‌گونه كه امروزه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي مشهود است، بكشانند، اميد است با دقت و همت مسؤولان و نيز با اجرا كردن فرمايش‌هاي امام سلام الله عليه و مقام معظم رهبري، بيش از پيش به اين مسأله توجه شود تا شاهد حل مشكلات جامعه زنان در همه زمينه‌ها باشيم

مهم‌ترين تحولات زنان پس از پيروزي انقلاب اسلامي عبارتند از:

الف) تحول روحي و فكري

يكي از تحولاتي كه در پرتو انقلاب اسلامي به وجود آمد «تحول روحي و فكري» زنان بود كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي آنان نه تنها به عنوان كالا و ابزاري براي شهوتراني و… مورد سوء استفاده قرار مي‌گرفتند، بلكه از جهت فكري نيز در اسارت بيگانگان در آمده بودند؛ از اين رو پس از پيروزي انقلاب اسلامي ما همواره شاهد بروز استعدادهاي ناب و نخبه از طبقه زنان مي‌باشيم. اين همان چيزي است كه مرحوم امام به ما آموخته بود كه ما بايد به خود بياييم و به خودباوري برسيم، بي‌شك در سايه [1][1]انقلاب اسلامي در زنان ما تحولي ايجاد شده است در اين باره ايشان مي‌فرمايند:‌ «يك تحول روحي يك تحول فكري با اراده مصمم از بچه‌هاي كوچك تا مردهاي بزرگ از دخترهاي كوچك تا خانم‌هاي بزرگ همه اقشار با هم قيام كردند و استقامت كردند «ان تقوموا لله؛ قيام براي خدا جمعاً و فرداً».(1)

ب) تحول الهي

همان‌طور كه از آيات قرآن و روايات به دست مي‌آيد اگر انسان به مرحله‌اي از رشد و كمال الهي دست پيدا كند خداوند متعال همه چيز را در مقابلش خوار و ذليل مي‌گرداند به گونه‌اي كه هيچ ترس و بيمي از ظواهر مادي طاغوت و طاغوتيان نخواهد داشت.

اگر بخواهيم براي اين مطلب مصداق روشني بياييم بايد به زنان فداكار و شجاعي اشاره كرد كه در راهپيمايي‌ها و تظاهرات بر ضد نظام طاغوتي مقابل توپ و تانك قرار مي‌گرفتند در اين باره رهبر كبير انقلا مي‌فرمايند: «اين يك تحولي بود كه بشر نمي‌توانست اين تحول را درست كند، اين تحول الهي بود يعني مقلب القلوب اين كار را كرد قلب‌ها را از آن وحشت بيرون آورد، از آن وحشتي كه از اين رژيم‌ها همه داشتند از آن وحشت بيرون آورد، و به جاي آن تصميم و شجاعت به ايشان داد به طوري كه زن‌ها، بچه‌ها و مردها، همه به مبارزه برخاستند. كي سابقه داشت كه زن‌ در مبارزه بيايد، مقابل توپ و تانك بيايد، اين يك تحول روحي بود كه خداي تبارك و تعالي در اين ملت تحول را ايجاد فرمود و مادامي كه ما اين تحول را حفظ بكنيم و نهضت را به همان طوري كه تا حالا آمده است حفظش بكنيم، براي ما پيروزي هست».(2)

ج) تحول اجتماعي در قالب خدمات و …

يكي از ايرادات اساسي كه دشمنان به ويژه غربي‌ها به مباني و آموزه‌هاي اسلامي داشته و دارند ‌آن است كه مي‌گويند اسلام زنان را هميشه در پس خانه و اتاق پنهان داشته و او را از حقوق سياسي و اجتماعي خود محروم كرده است. در اين باره نيز رهبركبير انقلاب مي‌فرمايند: «اين تبليغات كه اگر اسلام

پيدا شد مثلاً ديگر زن‌ها بايد بروند توي خانه‌ها بنشينند و قفلي هم درش بزنند كه بيرون نيايند اين چه حرف غلطي است كه به اسلام نسبت مي‌دهند، صدر اسلام زن‌ها توي لشكرها هم بودند، توي ميدان‌هاي جنگ هم مي‌رفتند».(3) علاوه بر آن هم‌اكنون كه يك ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي سپري شده و از آن مي‌گذرد نه تنها اين پندار خام و بي‌اساس اثبات نشده است بلكه درست عكس آن نيز اتفاق افتاده است به گونه‌اي كه زنان در دوران جنگ و پس از آن، دوشادوش مردان مشغول خدمت‌رساني و پاسخ‌گويي به نيازهاي مردم بودند در اين راستا نيز حضرت امام رحمة الله عليه مي‌فرمايند: «خواهرهاي ما كه اشتغال به مسائل ديگر داشتند الان همدوش با برادرها و مقدم بر آن‌ها به سرنوشت ملت و به سرنوشت كشور خودشان فكر مي‌كنند، طرح مي‌دهند، فكر مي‌كنند، انتقاد مي‌كنند. اين[2][2] تحول تحولي است كه خداي تبارك و تعالي كه مقلب‌القلوب است اين تحول را ايجاد كرد».(4)

در پايان نيز مي‌توان به برخي از بركات و تأثيرات حضور زنان كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايجاد شده به صورت فهرست‌وار در موارد در موارد ذيل اشاره كرد:

1ـ افزايش خودباوري و كرامت زن در زمينه‌هاي مختلف.

2ـ احيا و بازسازي حقوق زنان به صورت روش‌مند و نظام‌مند.

3ـ نداشتن نگاه تك بعدي (جنسي يا ابرازي) به زنان.

4ـ نقش‌آفريني زنان در عرصه‌هاي مختلف كه در برخي مواقع از مردها نيز جلوتر بوده‌اند.

5ـ عوض شدن ديدگاه جامعه نسبت به حضور زنان به ويژه در سطح كلان مديريتي.

6ـ برچيده شدن اجتماعات فاسد كه در آن به هرزگي و فساد اخلاقي مشغول بودند، مانند كاباره‌ها، رقاص‌خانه‌ها و…

چند نظريه درباره ي زن :

ويل دورانت مي نويسد : يهود در تولد دختران شمع روشن نمي كردند ، زيرا بنا بر عقيده ي يهود زنان در رديف اموال غير منقول چهارپايان محسوب مي شده اند .

شوپنهاور: بر اين عقيده است كه : زن را ناقص الخلقه مي داند .

نيچه: مردان را به داشتن تازيانه هنگام ملاقات با زنان نصيحت مي كند .

ارسطو : زن را ناقص و خلقت او را نشانه عجز طبيعت به هنگام آفرينش مي داند .

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن