مقالات عربی

فاعل

فاعل، اسمى‏ است مرفوع كه بعد از فعلِ‏ تامِّ معلوم يا شبهِ فعل‏ قرار مى‏گيرد و به آن اسناد داده مى‏شود، مثل «خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ» كه «اَللَّهُ» فاعلِ «خَلَقَ» است و «خَلَقَ» فعل تامِّ معلوم، به «اَللَّهُ» اسناد داده شده است و مثل «وَمِنَ النّاسِ وَالدَّوابِّ وَالْاَنْعامِ مُخْتَلِفٌ اَلْوانُهُ»كه «مُخْتَلِفٌ» اسم فاعل (شبهِ فعل) است و به «اَلْوانُهُ» اسناد داده شده است از تعريف مذكور دانسته شد كه فاعل بايد داراى اين شرايط باشد: بعد از فعل بيايد، زيرا اگر قبل از آن بيايد مبتدا مى‏شود.
2- فعلِ قبل ازآن تامّ باشد، زيرا اگر ناقصه باشد، اسمِ افعال ناقصه مى‏باشد نه فاعل.
3- فعلِ قبل از آن معلوم باشد، زيرا اگر مجهول باشد نايب فاعل ناميده مى‏شود.
4- مرفوع است و عاملش فعلى است كه به آن اسناد داده شده و گاهى لفظاً مجرور مى‏شود يا به وسيله «مِنْ»، «باء» و «لامِ» زايده در مثل «ما جائَنا مِنْ بَشيرٍ» و «كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً» و «هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ» به معناى «ما جائَنا بَشيرٌ» و «كَفَى اللَّهُ شهيداً» و «هَيْهاتَ ما تُوعَدُونَ» و يا به وسيله اضافه مصدر به آن در مثل «لَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النّاسَ» كه «دَفْعُ» مصدر است و به «اَللَّهِ» كه فاعل بوده اضافه شده است و تقديرش «لَوْلا اَنْ يَدْفَعَ اللَّهُ النّاسَ» است. پس مصدر از «اَنْ» با فعل (يَدْفَعُ) به وجود آمده است.
5- فاعل بعد از فعل بيايد و اگر در ظاهرِ كلام، قبل از فعل آمده باشد به يكى از دو توجيه تركيب مى‏شود:
الف: فاعل ضميرى است مستتر در فعل و به اسم ماقبل راجع است، مثل «زَيْدٌ قامَ» به تقدير «زَيدٌ قامَ هُوَ» و «اَللَّهُ يَرْزُقُ» به تقدير «اَللَّهُ يَرْزُقُ هُوَ».
ب: از باب تفسير، يعنى اسمِ مقدّم، فاعلِ فعل محذوف و فعل مذكور مُفسِّر محذوف‏است، مثل «وَاِنْ اَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ» به تقدير «اِنِ اسْتَجارَكَ اَحَدٌ». كه «اَحَدٌ» فاعلِ «اِسْتَجاركَ» محذوف و «اِسْتَجارَكَ» مذكور، محذوف را تفسير كرده است

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن