جدیدترین مطالب

فهرست دانش سرا

دیدگاه ها

امید
Star10Star10Star10Star10Star00

قرعه کشی دی ماه

سلام،خیلی جالب و مفید بود.مرسی.

خوشحالم
Star10Star10Star10Star10Star10

قرعه کشی دی ماه

خیلی خوبه که سایتی اینقدر کاربر داشته باشه و معتبر باشه

اسماعیل
Star10Star10Star10Star10Star10

قرعه کشی دی ماه

سلام خسته نباشید باورم نمیشه من برنده ی اولین قرعه کشی...

خانه شاعران ایرانی حميد مصدق
1. با این ۶ روش خانگی،...
    با این ۶ روش خانگی، بدون هیچ ماده شیمیایی پوست تان را نو کنید
    مجموعه: پوست
    نوشته شده در: 31 اردیبهشت 1391

حميد مصدق

جزئیات این مطلب :

نام نویسنده :
بازدید :
215
نوشته شده در تاریخ :
30 نوامبر 1999

حميد مصدق

Hamid Mossadegh

alt

حميد مصدق شاعر معاصر، در دهم بهمن ماه سال ‌١٣١٨ در شهرضا ـ از شهرستان‌هاي پيرامون اصفهان ـ به دنيا آمد.

تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در شهرضا و اصفهان به پايان رساند و در سال ‌١٣٣٩ به تهران آمد و پس از فارغ‌التحصيل شدن در رشته‌ي بازرگاني از مؤسسه‌ي علوم اداري و بازرگاني دانشگاه تهران، در مؤسسه‌ي تحقيقات اقتصادي اين دانشگاه به امر پژوهش مشغول شد.


وي از سال ‌١٣٤٢ مجددا به ادامه‌ي تحصيل پرداخت و موفق به دريافت ليسانس حقوق از دانشگاه تهران و سپس فوق ليسانس اقتصاد شد. مصدق در سال ‌١٣٤٨ به عنوان استاديار در مدرسه‌هاي عالي كرمان و اصفهان و دانشگاه آزاد ايران به كار مشغول شد.
او از سال ‌١٣٥١، پس از دريافت فوق ليسانس حقوق اداري از دانشگاه ملي، به عضويت هيات علمي دانشگاه درآمد و در كنار آن از سال ‌١٣٥٧ به كار وكالت روي آورد.
حميد مصدق، عضو هيات علمي دانشكده‌ي حقوق دانشگاه تهران و دانشگاه علامه طباطبايي، وكيل درجه يك دادگستري عضو كانون وكلا و سردبير نشريه‌ي كانون بود.
اين شاعر معاصر، در هفتم آذرماه ‌١٣٧٧ در اثر سكته‌ي قلبي در تهران درگذشت.

 

شعری از حميد مصدق از مجموعه‌ي سال‌هاي صبوری

رشك نوبهار

«من مرگ نور را
باور نمي‌كنم
و مرگ عشق‌هاي قديمي را
مرگ گل هميشه بهاري كه مي‌شكفت
در قلب‌هاي ملتهب ما
مانند ذره
ذره‌ي مشتاق
پرواز را به جانب خورشيد
آغاز كرده بودم
با اين پر شكسته
تا آشيان نور
پرواز كرده بودم
من با چه شور و شوق
تصوير جاودانه‌ي آن عشق پاك را
در خويش داشتم
اينك منم نشسته به ويرانسراي غم
اينك منم گسسته ز خورشيد و نور و عشق
در قلب من نشسته زمستان ديرپا
من را نشانده‌اند
من را به قعر دره‌ي بي‌نام و بي‌نشان
با سر كشانده‌اند
بر دست و پاي من
زنجير، كندنيست
اما درون سينه‌ي من
زخمي‌ست در نهان
شعري؟
نه،
آتشي‌ست
اين ناسروده در دلم
اين موج اضطراب
من مانده‌ام زپا
ولي آن دورها هنوز
نوري‌ست
شعله‌اي‌ست
خورشيد روشني‌ست
كه، مي‌خواندم مدام
اينجا درون سينه‌ي من زخم كهنه‌اي‌ست
كه مي‌كاهدم مدام
با رشك نوبهار بگوييد
زين قعر دره مانده خبر دارد
يا روز و روزگاري
بر عاشق شكسته گذر دارد؟»

امتیاز به این فهرست
0 رأی
تعداد کاربران علاقمند به این مطلب ::
0

جستجو در دانش سرا

آخرین بروزرسانی

31 اردیبهشت 1391

آمار دانش سرا

درحال حاضر 2537 مقاله و 252 مجموعه در دانشسرا به ثبت رسیده است


hits counter

جدیدترین اعضاء