علت عقب ماندگی ما مسلمانان نسبت به غرب در همه زمینه ها بخصوص علم و تکنولوژی با توجه به اینکه ما قرآن و ائمه اطهار و پیامبران داریم چیست و اگر جواب کوتاهی ما در عمل و پیروی و اطاعت از آن بزرگواران و قرآن است چرا غرب که هیچ اعتقادی به قرآن و ائمه اطهار و یا هم خدا ندارند در این زمینه پیشرفت کرده و ما عقب مانده ایم
بررسی علل واماندن مسلمانان از پیشرفت در تکنولوژی و پیش افتادن دیگران در این عرصه، از موضوعات بسیار مهمی است که بررسی آن نیازمند تحقیق گسترده تاریخی و اجتماعی است.
مسلما یک سری عوامل در این زمینه دخیل بودهاند که بایستی آنها را شناخت وارزیابی کرد که به صورت اختصار به آنها اشاره میکنیم:
الف) در آموزههای دینی اسلام تکیه بسیار زیادی بر عقل و تعقل، تفکر و تدبر شده است.
در قرآن مجید این کلمات و مفاهیم به اشکال گوناگون به کار رفته است:
1- 49 مرتبه ریشه «عقل» به صورتهای مختلف (تعقلون، یعقلون، یعقلها، تعقل و عقلوه)،
2- 18 مرتبه ریشه «فکر» (تفکرون، یتفکرون و فکر)،
3- هشت مرتبه ریشه «دبر» (به معنای تدبّر)،
4- چندین بار ریشه «نظر» (به معنای نگریستن و تأمل)،
5- دهها مرتبه ریشه «رأی» (به معنای مشاهده)،
6- عقل از دیدگاه اسلام اولین مخلوق الهی و با شرافتترین آنها قلمداد شده است.
ب ) مسلمانان با تکیه بر تعالیم وحی - به ویژه تکیه بر عقل و اندیشه و دیگر آموزههای آسمانی قرآن - در طول ده قرن بلکه بیشتر پرچمدار پیشرفت و ترقی در جهان بوده اند.
اگر اندکی تاریخ علم و تمدن را مطالعه کنیم، درخواهیم یافت که تحولات اروپا و نوگرایی علمی و فکری آن (رنسانس) در قرن شانزدهم به بعد عمیقا تحت تأثیر تمدن اسلامی بوده است.
مطالعه تاریخ جنگهای صلیبی و روابط اروپا و مسلمانان به روشنی این حقیقت را نشان میدهد.
ج ) تردیدی نیست که اگر مسلمانان از تعالیم وحی فاصله نمیگرفتند و قوام سیاسی و وحدت اجتماعی خود را حفظ میکردند، هماکنون نیز میتوانستند از هر نظر جلوتر از غرب باشند؛ چرا که هماکنون نیز اگر به جای درگیریهای بیهوده و اتلاف منابع خود، دست وحدت به یکدیگر بدهند و به ریسمان الهی چنگ بزنند، میتوانند قدرتی بزرگ با امکاناتی وسیع در سطح جهان باشند و با چند برنامه و استفاده از استعدادها، از نظر فنآوری نیز به رقابت با دیگران بپردازند.
د ) آنچه که موجب عقبماندگی صنعتی و سیاسی مسلمانان گشته فاصله گرفتن آنان از اسلام و برداشتهای بدون دلیل از دین بوده است.
برداشت غلط از زهد، دنیا، دعا و قدرت موجب عقبماندگی شده وگرنه همین مفاهیم در صدر اسلام و حتی در غرب، موجب پیشرفت شده است.
بلی، باید اعتراف کرد که رواج اندیشههای صوفیگرانه و برخی انحرافات دیگر فکری - که معلول التقاط است - نقش مؤثری در جاماندن مسلمانان از قافله صنعت و پیشرفت داشته است.
ز ) نکته دیگری که باید به آن توجه کنید، بحث اعتقاد و عدم اعتقاد به نیروی ماورای طبیعی است.
غرب هیچگاه به طور عام و گسترده منکر ماوراء الطبیعه نبوده و اکنون نیز نیست.
بیشتر یا تمامی دانشمندان اروپا - که از قرن شانزده به بعد پایه گذاران پیشرفت علمی دراروپا بودهاند - معتقد به خداوند و ادیان الهی بودهاند.
پس بایستی این فرضیه خود را دگرگون سازید و ریشه را در جای دیگر جستوجو کنید.
بنابراین به طور خلاصه باید گفت:
اولاً، پیشینه تمدن مسلمانان در طی قرنهای متمادی، نشان میدهد نه تنها دین موجب عقبماندگی نیست؛ بلکه اعتقاد به دین در کنار عمل به آن، سبب درجات بالایی از پیشرفت و رشد میگردد.
ثانیا، تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی نیستند که به این گرفتاری مبتلا هستند، بلکه کشورهای غیراسلامی و سکولار نیز در فقر مطلق یا نسبی باقی ماندهاند.
ثالثا، در کشورهای پیشرفته نیز، به رغم در اختیار داشتن منابع فراوان و دسترسی به ارقام بالایی از رشد اقتصادی، رفاه همگانی تحقق نیافته است و به طور معمول گروه خاصی از رهآورد توسعه بهره میگیرند.
رابعا، اندیشه و تمدن اسلامی امروزه جانمایه نیرومندی برای احیا دارد؛ برعکس تمدن غرب که به شدت گرفتار انحطاط فرهنگی و زوالپذیری شده است.
در این فرصت اگر مسلمانان بخواهند جایگاه شایسته خود را دریابند، رعایت نکات زیر ضروری است:
1- بالا بردن سطح شناخت و بینشهای دینی در همه ابعاد آن،
2- تقویت روح ایمان، تقوا، استواری در دین و مبارزه با کژیها،
3- ارتقای دانش و سطح علمی،
4- ارتباط وثیق و همدلی در سطح بینالملل اسلامی و تعاون و همکاری گسترده و همه جانبه،
5- از میان برداشتن نظامهای فاسد،
6- تلاش همه جانبه و همگانی در جهت ایجاد و احیای تمدن عظیم و مدینه فاضله اسلامی،
7- اعتماد به نفس و دوری از خودباختگی.
اما این که گفته اید اگر پاسخ داده شود که علت عقب ماندگی ما عمل نکردن به دستورات دینی است می گوییم مگر غرب دین دارد که پیشرفت کرده؟
جوابش این است که نقطه شروع پیشرفت غرب چند مسأله بود:
الف) وجدان کاری.
ب ) انضباط اجتماعی.
ج ) تلاش علمی.
و هر سه مسأله از آموزه های دینی هستند که ما عمل نمی کنیم ولی آنها عمل می کنند.
حال یا از ادیان الهی گرفته اند یا با عقل خداداد به این نتیجه رسیده اند پس درست است که آنان قرآن و فرامین اهل بیت را به عنوان دین قبول ندارند ولی عمل آنها در ابعاد مذکور مطابق دستورات دینی است.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:
1- علل پیشرفت و انحطاط مسلمین، زینالعابدین قربانی
2- علل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشههای سیاسی و آرای اصلاحی، سید جمالالدین اسدآبادی، احمد موثق
3- آمریکا پیشتاز انحطاط، روژه گاردی، ترجمه: قاسم منصوری
4- علل انحطاط تمدنها، قانع عزیزآبادی
5- ریشههای ضعف و عقبماندگی مسلمانان، رجبی
6- رمز عقبماندگی ما، امیر شکیب ارسلان، ترجمه: محمد باقرانصاری
7- تاریخ فتوحات اسلامی در اروپا، شکیب ارسلان، ترجمه: علی دوانی
8- به سوی قرآن و اسلام، حسین انصاریان
9- تاریخ تمدن، ج 4، ویلدورانت، ترجمه: گروهی از نویسندگان
10- فرهنگ اسلام در اروپا، زیگرید هونکه، ترجمه: مرتضی رهبانی
11- تاریخ تمدن اسلام و عرب، گوستاولوبرن
12- تمدن اسلامی پیشگام در علوم و فنون جدید، ج 1 و 2، بولتن اندیشه شماره 17 و 18 نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
13- نگاهی به تاریخ جهان، جواهر لعل نهرو
14- تمدن اسلامی از زبان بیگانگان، محمدتقی صرفی
15- تاریخ تمدن اسلام، جرجی زیدان
16- حدود خسارت جهان و انحطاط مسلمین، مصطفی زمانی
بررسی دیگر علل انحطاط مسلمانان
برای بررسی انحطاط مسلمانان باید این مسأله را ریشه یابی کرد تا به کلید رمز این عقب ماندگی دست یافت. علل انحطاط مسلمان را می توان از چند محور ارزیابی قرار داد.
1-بی توجهی به فرهنگ قرآن
قرآن کریم دعوت به پاکی و درستکاری و امانت و تلاش و کوشش و آگاهی و بیداری و دانش و پژوهش و اتحاد و فداکاری وایثار صداقت در... می کند اما با نهایت تأسف امروز تعلیمات اسلام و پیامبران آسمانی در بسیاری از جوامع اسلامی کمرنگ شده است و ادعای اسلام و شعار پای بندی به موازین شرعی با بی توجهی روبرو است.
2-فراموشی فرهنگ جهاد و تلاش و مبارزه
دراسلام تلاش و مبارزه و کوشش و ایستادگی در برابر برنامه ها و نقشه های ضد انسانی و اخلاقی دشمنان لازم باید بکوشد شمرده شده است جامعه اسلامی برای تثبیت موقعیت خویش و دست یافتن به آرمانها والای خود باید تمام جبهه ها (فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و...)زمینه های ومسلمانان بااعتماد به اسلام ناب با باتمام توان در میدان تلاش و پیشروی حضوری پررنگ و اثرگذار داشته باشند..
3-استفاده نکردن از فرصت های مادی و معنوی
نشانه رشد فکر و عقلانی یک نفر و یک جامعه بهره مندی از فرصت های مادی و معنوی است.
اسلام نه تنها به مسلمانان توصیه بهره مندی از تمام فرصت ها را می کند، بلکه آنان را به فرصت آفرینی و استفاده بهینه از فرصت های رنگارنگ تشویق می کند.
روشن است که در شرایط مختلف زمانی و مکانی، فرصت ها تفسیرهای گوناگونی پیدا می کنند و بهره برداری از آنها رمز پیشرفت و رشد بشری مناسب برای جبران عقب ماندگی هاست.
4-فراموشی فرهنگ اخلاص و کار برای خدا
ارزشمندی جامعه اسلامی به این جهت است که باید همگان بر محور کار برای خدا و دستیابی به رضایت او کار و تلاش کنند درصورت است که خودخواهی و خودپرستی رنگ می بازد و روحیه خیرخواهی و دلسوزی زمینه ساز بستری مناسب برای رشد و تعالی همگانی و تعالی هنگانی می گردد