| تمدن جیرفت مجموعه: مقالات تاریخ نام نویسنده : : triton |
1. با این ۶ روش خانگی،...![]() مجموعه: پوست نوشته شده در: 31 اردیبهشت 1391 |
آنرا « جنه اربعه اشهر» گويند يعني بهشت چهار ماه و بر صحراي آن نرگس ميروئيده است.[1]
در عقدالعلي آمده است كه از خواص جيرفت مسجد عمر است، بقعهاي كه مهب رياح و رحمت و مصب اقداح مغفرتست. قبور صلحا و مراقد علما است و بر در دروازه تربت فقيه بكري است كه خاك آن ترياك مجرب (شفابخش) است.[2]
مقدسي در توصيف جيرفت گويد: « جيرفت در كرمان است كه جهانيان به نمونه ياد كنند، منوجان (حومه جیرفت) دارد كه مردم براي ديدارش بار سفر بندند. خوشترين قصبه هاست، مركز ميوه و محصولات گوناگون دارد، باغچه و گردشگاهها و بازار و گرمابه هاي پاكيزه، نان و خورشهاي نيكو، خربزه هاي شيرين دارد ولي گرمايش دشوار، حشره هاي زيان بخش با پشه و مار دارد. از نهر ميآشامند كه از ميان خيابان و بازارها به تندي مي گذرد و بيست آسياب را ميچرخاند، ساختمانها از گل بر روي سنگ است، در باغهايش خرما و گز باهم هست، نرگس و نارنج بالا رفته عطرشان هوا را پر كرده و زيبا و دلگشا ساخته است». [3]
نوشته ی لسترنج ( نویسندهی ایتالیایی ) تاييدي است كه جيرفت مركز جازموريان بوده است: « تمام نصف جنوبي ايالت كرمان تا ساحل دريا در ولايت جيرفت بوده است. جيرفت در سدههاي مياني، شهري بسيار مهم بوده و رودخانه اي از آن ميگذشت كه به آن ديورود يا هليلرود گويند».[4]
باستاني پاريزي معتقد است كه گدروزيا نواحي جيرفت و رودبار است. زيرا اين سرزمين آبادترين و پرنعمتترين ناحيه ي كرمان است. [5]
نام جيرفت براي اولين بار در سال 35 ه.ق و به مناسبت تصرف آن توسط مجاشع ابن مسعود در تاريخ ثبت شده و بعد از آن مكرراً از آن نام برده شده است.[6] كهنترين شاهد باستانشناختي كه در آن از جيرفت نام برده شده نيز سكهاي عرب – ساساني است كه به 84 ه.ق در جيرفت ضرب شده و نوشته هايي به صورت" گيرفت " يا " گدرفت" روي آن مشاهده ميشود. در تمام متون اسلامي سدههاي نخستين اسلام، نام جيرفت بدون تغيیر ديده ميشود و تنها در دوران قاجار در سفرنامه فيروز ميرزا فرمانفرما است كه در كنار نام جيرفت از سبزواران نيز ياد شده است. به جيرفت هند كوچك نيز گفته شده است كه نشان از آباداني و گونه گوني محصولات آن است. [7]
با در نظر گرفتن اين شواهد شايد بتوان گفت اين شهر كه به احتمال فراوان پايتخت پادشاهي اَرَتَّ كه در متون سومري از آن ياد شده، بوده است، نه تنها از لحاظ وسعت، هيچ شهر همزمان سومري با آن قابل مقايسه نبوده، بلكه يكي از بزرگترين مراكز شهري انگشت شماري بوده است كه تاكنون در چنين تاريخ كهني شناسايي شده است.[8]
در گویشهای پارسی و نیز مازندرانی" جیر" به معنای پائین و زیر است، شاید بتوان گفت از آنجا که دشت جیرفت نسبت به بخش شمالی آن پائینتر است به معنای پائین افتادن یا بخش پست و فرودست است.[9]
به استناد گفته ی یاقوت حموی، جیرفت"جرودس" نام داشت. جیرفت قبل از حمله مغول یکی از شهرهای آباد و ثروتمند جهان اسلام بود. شاهراهی که از خلیج فارس و بندر هرمز عبور میکرد و راهی که از هندوستان و از طریق جالق امتداد مییافت در جیرفت به هم متصل میشد. همچنین کالاهای تجارتی که از هندوستان به ایران صادر میشد از جیرفت به سایر شهرهای ایران توزیع میگردید.[10]
جيرفت بنا به روايات[11]و شواهدي كه بر جاي مانده پايتخت زمستانه حكومت سلجوقيان كرمان بوده است، شهري كه در جاهاي مختلف به آبادي و رونق آن اشاره شده است و در واقع اين شهر به لحاظ موقعیت ممتازی که داشته و نزدیکی به رودخانه هلیل و قرار گرفتن بر سر راه ابریشم؛ مركزي براي پخش كالاهاي مختلف بوده است و تجارت در آن رونق زيادي داشته است. از جمله متوني كه در آن به اين شهر اشاره شده، سفرنامه ی جهانگرد ونيزي ماركوپولو است كه در آن از اين شهر به نام كامادي (kamadi ) يا همان قُمادين ياد شده است. زمانی که مارکوپولو در زمان حکمرانی ترکان خاتون زوجه قطب الدین قراختائیان از جیرفت عبور کرده است مینویسد: پس از دو روز در نقطهای که دشت آغاز میگردد شهری است به نام کامادی که زمانی شهری بوده است ثروتمند و غنی، اما امروزه خیلی کوچک و کم اهمیت شده است زیرا تاتارها چندبار آن را ویران کرده اند.[12