فهرست دانش سرا

دیدگاه ها

امید
Star10Star10Star10Star10Star00

قرعه کشی دی ماه

سلام،خیلی جالب و مفید بود.مرسی.

خوشحالم
Star10Star10Star10Star10Star10

قرعه کشی دی ماه

خیلی خوبه که سایتی اینقدر کاربر داشته باشه و معتبر باشه

اسماعیل
Star10Star10Star10Star10Star10

قرعه کشی دی ماه

سلام خسته نباشید باورم نمیشه من برنده ی اولین قرعه کشی...

خانه مقالات تاریخ زن و انقلاب
1. با این ۶ روش خانگی،...
    با این ۶ روش خانگی، بدون هیچ ماده شیمیایی پوست تان را نو کنید
    مجموعه: پوست
    نوشته شده در: 31 اردیبهشت 1391

زن و انقلاب

جزئیات این مطلب :

نام نویسنده :
بازدید :
52
نوشته شده در تاریخ :
30 نوامبر 1999

مقدمه

انقلاب اسلامی به رهبری امام‌خمینی تحولی اساسی و ژرف در وضعیت زنان جامعه ایران پدید آورد. انقلاب اسلامی جایگاه و منزلت زنان را اعتلا بخشید و دامنه مشاركت آنان را گسترش یافت.

از عهد باستان تا سه دهه پیش، سرنوشت زن در جامعه ایران به‌گونه‌های متنوعی رقم خورده است كه از اوج عزت تا نهایت ذلت نوسان دارد. بدون‌شك جایگاه شخصیت فردی و اجتماعی زن در ایران قبل و بعد از اسلام و قبل و بعد از انقلاب اسلامی را نمی‌توان یكسان دانست. تبدیل‌شدن زنان قبل از انقلاب به شیرزنانی كه در عرصه انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی حماسه‌های سترگ پدید آوردند، كار ساده، آسان و كوچكی نیست بلكه به نوعی معجزه می‌ماند كه در حركت تاریخی انبیا قابل مشاهده است. در این مقاله با این موضوع آشنا می‌شوید كه چرا و چگونه زن ایرانی به اوج عزت و سربلندی و مشاركت و كارآمدی رسید؛ چنانكه شاید نمونه كمیابی در جوامع معاصر به‌شمار آید.
زنان نیمی از جمعیت كشور و ركن قابل توجه آن را تشكیل می‌دهند و سهم زنان در تحولات جامعه بر هیچ‌كس پوشیده نیست. وضعیت اجتماعی زنان ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب این مرز و بوم، دستخوش تغییر و تحولات فراوان بوده است. انقلاب اسلامی به رهبری امام‌خمینی تحولی اساسی و ژرف در وضعیت زنان جامعه ایران پدید آورد.
زن وانقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی جایگاه و منزلت زنان را اعتلا بخشید و دامنه مشاركت آنان را گسترش داد. برای درك بیشتر وضعیت زنان ایرانی چهار دوره اساسی تاریخی را باید شناسایی و بررسی نمود: ایران قبل از اسلام؛ دوران اسلام تا زمان پهلوی؛ دوره سلطنت پهلوی؛ بعد از انقلاب.
● ایران قبل از اسلام
در این دوره زنان نقشی در تاریخ و جامعه ندارند. در اواخر دوره ساسانی شاهد پادشاهی چندماهه چند زن هستیم اما این مساله درواقع از فروپاشی و ضعف حكومت ساسانی ناشی می‌شد. درهرحال، نه در آثار مكتوب و نه در سنگ‌ نوشته‌های عصر ساسانی نقشی از زنان مشاهده نمی‌شود.
● زنان در دوران اسلام
علیرغم مبانی اعتقادی و ارزشی اسلام، زنان جامعه ایران در دوره اسلامی، چه در دوران حكومتهای غیرایرانی اموی و عباسی و چه بعد از آن در دوران حكومتهای وابسته ایرانی كه حاكمانشان تبار مغولی یا تاتاری داشتند، نقش تعیین‌كننده‌ای ایفا نكردند و همچنان در سایه ماندند. اولین‌بار در تاریخ ایران، زنان در جنبشهای صدساله اخیر مشروطه و تنباكو حضور متمایزی در اجتماع یافتند.


این جنبشها به‌لحاظ ‌آنكه در مقطع تاریخ معاصر ایران قرار می‌گیرند و جهت‌گیری مبارزه با استبداد و استعمار داشتند، دركل از اهمیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاصی برخوردارند.
● زنان در دوره ی پهلوی
در جامعه قبل از انقلاب اسلامی، به‌لحاظ سلطه فرهنگ بیگانه و در نتیجه شكل‌گیری یك بافت اجتماعی خاص، هرگونه تحرك و فعالیت سیاسی از زنان مسلمان سلب شده بود. جامعه پیش از انقلاب در قبال نقش و جایگاه زن دركل دو گونه نگرش داشت: ۱ــ نگرشی كه زن را عنصری زیبا، افسونگر، تنوع‌آفرین و گذراننده اوقات فراغت هوسبازان می‌دانست ۲ــ نگرشی كه زن را همچون پیچك ضعیفی معرفی می‌كرد كه تاب هیچ مقاومتی در مقابل طوفان حوادث ندارد و انتظار هیچ كار جدی و مهمی از او نمی‌رود. زن در صحنه اجتماع آن روز الهه دلفریبی بود كه تنها نقش دلبری خویش را خوب می‌دانست، زندگی او عاری از هدف بود و عمر خود را در تاریكی و بی‌خبری سپری می‌كرد.(1)
زن بعداز انقلاب
با روشن‌شدن اولین شعله‌های انقلاب، زن ایرانی كه قبل از آن تنها ایفاگر نقشی بسیار ساده و ناقص و بی‌خبر از نقش سازنده و ارزشمند خود بود، حصار بی‌بندوباری را درهم شكست، قیام كرد، همپای مردان جامعه به مبارزه برخاست و بدعتی نو گذاشت.
این امر با معیارهای جامعه‌شناسان غربی سازگار نبود. به عقیده آنان زن در جامعه اسلامی از حقوق خود محروم بود و زنها عناصری ناراضی در میان مسلمانها تلقی می‌شدند. بنابراین آنها فكر می‌كردند اگر انقلابی با اهداف اسلامی پیدا شود و خواهان برقراری ارزشهای اسلامی باشد، زنان حتما در جبهه مخالف این انقلاب قرار خواهند گرفت؛ چون براساس فرضیه آنها، زنان جوامع اسلامی باید از جامعه‌ای كه قرار است با معیارهای اسلامی اداره شود، ناراضی باشند؛ اما در عمل زنان شركت گسترده‌ای در انقلاب داشتند. آنها
خودشان را باور كردند، رشد و زیستن آموختند، با وسعت‌بخشیدن به آرمانها، پیكره اجتماع را با ستونهای عشق، محبت و ایمانشان مستحكم كردند و حقیقت زیبایی دل و توانایی قوه ادراك خود را به نمایش گذاشتند. اما سوال مهم و نكته اساسی این است كه چرا زن ایرانی علیرغم رفاه ظاهری كه حكومت پهلوی برای او فراهم كرده بود، باز هم به مبارزه برخاست و چه عاملی باعث این تحول و دگرگونی گردید؟
در این مقاله سعی خواهد شد به سوال فوق با تاكید بر تاثیر دیدگاه احیاگرانه انقلاب اسلام و نقش موثر رهنمودهای امام‌خمینی(ره) پاسخ داده شود؛ چراكه حضور موثر این دو در به‌فعلیت ‌درآوردن شخصیت مسخ ‌شده و مكتوم زن مسلمان در جامعه‌ ایران و گسترش مشاركت اجتماعی آنان نقش موثر داشت.

▪ عوامل تحول‌زا در وضعیت زنان                                                        
۱) بحران هویت:
همان‌گونه كه اشاره شد، هویت و اصالت زنان در عصر پهلوی به‌كلی از بین رفت و رژیم نیز با اعلام اجتماعی آزادی زنان و بازنمودن دروازه تمدن بزرگ، هدفی جز غارت ارزشهای اسلامی و فرهنگ ملی و لگدمال‌نمودن شخصیت زن نداشت. زنان نیز باور كردند كه تنها جهت نیل به اهداف شوم خلق شده‌اند و عرصه سیاست آنها را با مطامع خاصی هدف گرفت. «وقتی در قشر توده‌های مردم نگاه می‌كردی، در بین زن و مرد، هر دو طایفه ارزش به لباس بود و به طرز لباس‌پوشیدن و دوختن لباس و آرایش هركه بهتر لباس می‌پوشید و شیكتر بود در لباس ارزشش پیش مردم بیشتر بود و هر زنی كه آرایشش به طرز اروپایی بود و لباسش از آنجا الهام می‌گرفت، این پیش زنها هم ارزشش زیادتر بود، البته پیش اكثریت ارزشها همه به امور مادی بودند.»(2)
در عصر پهلوی بزرگترین ظلم و ستم در حق زنان روا شد. آنها دریافته بودند كه زن در جامعه نقش انتقال‌دهنده فرهنگ را بر عهده دارد و برای تغییر یا به‌انحطاط‌كشیدن فرهنگ، اول باید زن را منحرف كرد و به انحطاط كشید كم‌كم زن به مثابه یك شی‌ء تلقی شد؛ كه هم خود او قابل فروش بود و هم چاپ عكس او روی كالا، به فروش تولیدات كمك می‌كرد. اما آیا شخصیت زن ایرانی این بود؟ آن همه رشادت و دلیری‌های زنانی چون زینب‌پاشا.( 3)
و معترضان به انحصار تنباكو كجا، وضعیت زنان عصر پهلوی كجا!؟ زنان كشورمان در عصر پهلوی خویشتن خویش را گم كردند. نقطه شخصیت كاذبی كه پهلوی‌ها به زن داده بودند، با هویت اصلی‌ او مغایر بود. آنها به زن فقط درحد یك بدن و فرم نگاه می‌كردند نه یك فرد متفكر، سازنده، خلاق و مكمل مرد. بنابراین حادترین سوال برای زن آگاه آن عصر این بود كه «چگونه باید بود؟»؛ زیرا می‌دانست بدان‌گونه‌كه هست، نمی‌ماند و نمی‌تواند بماند. درواقع زن ایرانی ماسك جدیدی را كه می‌خواستند بر چهره او بزنند، نمی‌پذیرفت. او می‌خواست خودش تصمیم بگیرد، خویشتن جدیدش را خودش انتخاب كند و چهره جدیدش را آگاهانه، مستقل و اصیل آرایش نماید. رژیم پهلوی تلاش می‌كرد با ایجاد تغییرات روبنایی در وضعیت اجتماعی ایران از جمله دگرگونی در ظاهر، لباس و چهره زن ایرانی، تصویری كاذب از او به جهانیان ارائه دهد. كشف حجاب و ترغیب زنان ایرانی به آراستن چهره و ظاهر خود و مشاركت‌دادن چند زن از طبقه حاكمه در برخی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، از جمله تلاشهای آن رژیم برای مدرن‌جلو‌ه‌دادن ایران بودند. این سیاستها اكثریت زنان جامعه، به‌ویژه زنان متدین و مومن را از تحصیل و فعالیتهای اجتماعی محروم كرد و صرفا شمار اندكی از زنان متعلق به طبقات خاص، امكان تحصیل و مشاركت نمادین در امور اجتماعی و سیاسی را داشتند.


از طرفی جامعه ما مسلمان بود. زن مسلمان ایرانی می‌خواست در انتخاب خود مستقل باشد؛ چراكه او خودش را وابسته به یك تاریخ، فرهنگ، مذهب و جامعه‌ای

می‌دانست كه روح و سرمایه‌اش را از اسلام گرفته بود؛ لذا این زن وقتی در این جامعه می‌خواست خودش را بسازد و خودش باشد، نمی‌توانست از اسلام بی‌نیاز و نسبت به آن بی‌تفاوت باشد.(4 )
بنابراین زن ایرانی از آن قالب فرمایشی و عروسكی بیرون آمد و در نهایت خویشتن گمشده خویش را یافت و به همان زن قهرمان و حماسی ایران تبدیل گردید.
۲) نوسازی:
ایران در زمان پهلوی پسر، از یك دولت نیمه‌فئودالی آسیایی به یك دولت متمركز سرمایه‌داری وابسته به امریكا تبدیل شد. این تغییر، در تمام ابعاد زندگی و به‌ویژه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی جامعه تاثیر بسیار گذاشت. فرآیند نوگرایی امتیازاتی را برای بخشهایی از طبقه بالای جامعه و طبقه متوسط در حال ظهور به بار آورد اما به بخش سنتی طبقه متوسط، یعنی به تجار، بازار و خرده‌بورژوازی آسیب وارد نمود. این طبقه از قدیم ارتباطی تاریخی با روحانیون برقرار كرده بود. تعارضی مستمر و جناح‌بندی شدیدی بین نوگرایان در حال افزایش و روحانیون قدرتمند و بازار سنتی وجود داشت؛ چراكه جناح مقابل نوگرایان، دگرگونیهای فرهنگی و اقتصادی را تهدیدی جدی برای خود می‌دانست. وضعیت زنان قسمتی از موضوع این اختلاف بود. در دوران پهلوی از زنان به‌عنوان عناصر نوگرایی استفاده می‌شد.(5)
و كشف حجاب از نمونه‌های بارز آن بود.
رضاخان در تاریخ هفدهم دی ۱۳۱۴ فرمان كشف حجاب را صادر كرد. ذكر این نكته ضروری است كه استعمارگران مخصوصا انگلیس رهبری سیاسی این قضیه را به عهده داشتند؛ زیرا آنها می‌خواستند زن ایرانی را بی‌حجاب كرده و از قالب اسلامی خود بیرون بكشند و به داخل اجتماع بیاورند تا به قول خودشان با مردان یكسان نمایند. آنها بی‌بندوباری زنان و خودآرایی‌شان را بهترین و موثرترین وسیله برای گمراه‌ساختن مردان و جوانان كشور می‌دانستند و در سایه آن می‌خواستند با سرگرم‌نمودن مردم ایران به شهوترانی، تجمل‌پرستی، تشكیل مجالس شب‌نشینی و... ضربه مهلكی بر پیكر اجتماع مسلمان ایرانی وارد سازند تا به مقاصد استعماری‌شان در این كشور اسلامی برسند. هدف دیگر آنان، مصرفی‌كردن جامعه ایرانی بود؛ چراكه تا قبل از آن جامعه روی پای خود ایستاده بود و به‌هرنحو ممكن بار اقتصاد خود را به منزل می‌رساند؛ اما بعد از بی‌حجاب‌كردن زنان و مصرفی‌شدن جامعه ایرانی و گشوده‌شدن مرزهای مملكت به روی خارجیان،


تعدادی از افراد جامعه شیفته مظاهر غربی گشته و شیدای تمدن غرب شدند و به صورت آلت فعل بی‌اراده در اختیار آنان قرار گرفتند.
محمدرضا پهلوی در كتاب «پاسخ به تاریخ» می‌گوید: «در عصری كه در كشورهای مترقی روزبه‌روز درهای مراكز علم و اقتصاد و سیاست به روی زنان بازتر می‌شود، ایشان همچنین پرده‌نشین باشند و حق كمترین دخالتی در امور
اجتماع كشوری كه خود نیمی از آن را تشكیل می‌دهند، نداشته باشند؟ برای ازمیان‌بردن این ظلم و تبعیض بزرگ اجتماعی بود كه پدرم در سال ۱۳۱۴ حجاب زنان را كه مانع اصلی آنان از شركت در زندگی اجتماعی بود، ملغی كرد و پس‌ازآن به آنان امكان داد كه مانند زنان كشورهای مترقی در شئون مختلف اداری و اجتماعی به كار بپردازند.» 6))
عملکرد زنان
اما برخلاف آنچه آنان می‌پنداشتند، این عمل نه‌تنها موجب مشاركت زنان نشد بلكه حداقل نتیجه آن این بود كه جامعه مذهبی ایران وقتی خود را در مقابل سوادآموزی به قیمت برهنگی نوامیس خود دید، راه تحصیل را بر فرزندان خود بست و به‌این‌ترتیب عملا بر روند رشد تحصیلی كشور نیز ضربه وارد شد؛ زیرا این قشر دریافتند كه راه حركت به سوی تمدن و توسعه، بازشدن راه برای شكوفایی استعدادهای اجتماعی است، نه آموختن مصرف‌گرایی و دنباله‌روی از مظاهر منحط فرهنگی.
"شایان ذكر است كه در ابتدای فعالیتهای زنان، همواره سعی می‌شد رنگ و بوی مذهبی آن حفظ شود، به‌طوری‌كه در سرلوحه اساسنامه اولین جمعیت زنان ایران ــ یعنی انجمن نسوان وطنخواه ــ بر شعائر و قوانین اسلامی تاكید شده بود." (7)
اما بعدها با دخالت دولت در مسائل زنان، این تحولات شكل تحمیل پیدا نمود. ازآن‌پس انجمنهای زنانه همگی با دربار مرتبط بودند. همان‌طوركه زندگی زن و تحولات اجتماعی و فرهنگی در زمان قاجار نمی‌تواند دور از تعارضات امپریالیسم روسیه و انگلستان بررسی شود، در دوران پهلوی نیز نظام اقتصاد سرمایه‌داری و سرگشتگی بین سه عنصر اسلام، ملی‌گرایی و غرب‌گرایی را نمی‌توان به دور از روابط خارجی تحلیل كرد.
در ایران نیز مانند همه نقاط دنیا، زنان كمتر از مردان از نوگرایی بهره بردند. زنان شهری و روستایی هركدام به تناسب شیوه زندگی‌شان از دگرگونیها تاثیر پذیرفتند. نوگرایی به شكاف میان شهر و روستا، افزایش ثروت، توزیع نامناسب آن در سطح جامعه و نهایتا قطبی‌شدن جامعه انجامید. فشار سیاسی و فساد اداری بیش از هرچیز در این زمینه مشكل آفرید.

نتیجه گیری

زنان در ایران باشروع اولین جرقه های انقلاب اسلامی همراه گاهی پیش تر از مردان در عرصه های فرهنگی اجتماعی وسیاسی ومیادین نبرد فعالیت خود راآغاز نمودند.وارزش های اسلامی وانقلابی خودرا با حضور درجامعه ،با حفظ تمام شئونات اخلاقی وشرعی وعفاف وپاکدامنی به مرحله ی اجرا در اورندوبه جهانیان ثابت کردند که زن می تواند درضمن رعایت حقوق مادی ومعنوی خود واجرای وظایف مادری وخانوادگی در جامعه نیز حضو فعال داشته باشد.

امتیاز به این فهرست
0 رأی
تعداد کاربران علاقمند به این مطلب ::
0

جستجو در دانش سرا

آخرین بروزرسانی

31 اردیبهشت 1391

آمار دانش سرا

درحال حاضر 2537 مقاله و 252 مجموعه در دانشسرا به ثبت رسیده است


hits counter

جدیدترین اعضاء