در مدرسه ی زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود .
دوست داشتن ساده اما دل سپردن سخت است ، دل دادن ساده اما فراموش کردن سخت است ، عاشق شدن ساده اما عاشق ماندن سخت است .
الا یا ایها الساقی ادر کعسا و ناولها ، که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ، همه کارم زخودکامی به بدنامی کشید آخر ، متی ما تلق من تهوی دع دنیا و اهملها . (حافظ)
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق ، چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست ، می بده تا دهمت آگهی از سر قضا ، که بروی که شدم عاشق و از بوی که مست . (حافظ)
دلم رمیده لولی وشیست شور انگیز ، دروغ وعده و قتال وعضع و رنگ آمیز ، فدای پیرهن چاک ماهرویان باد ، هزار جامه تقوا و خرقه ی پرهیز . (حافظ)
خیال خال تو به خاک خواهم برد ، که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز ، میان عاشق و معشوق هیچ هایل نیست ، تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز . (حافظ)
دردم از یار است درمان نیز هم ، دل فدای او شد و جان نیز هم . (حافظ)
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت ، گر نکته دان عشقی ، بشنو تو این حکایت . (حافظ)
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم ، همراز عشق و همنفس جام و باده ایم ، برما بسی کمان ملامت کشیده اند ، تا کار ز ابروی جانان گشوده ایم ، ای گل تو دوش داغ سبوهی کشیده اید ،ما آن شقایقیم که با داغ زنده ایم . (حافظ)
دل از من برد و روی از من نهان کرد ، خدایا باکه این بازی توان کرد ، شب تنهایم در قصد جان بود ، خیالش لطف های بیکران بود . (حافظ)
که را گویم که این درد جانسوز ، که با ما نرگس او سرگران بود . (حافظ)
صبا گر چاره داری وقت وقت است ، که درد اشتیاقم قصد جان کرد ، میان مهربانان کی توان گفت ، که یار ما چنین گفت و چنان کرد . (حافظ)
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من ، بر امید دانه ای افتادم بر دام دوست . (حافظ)
فغان کین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب ، چونان بردند دل که ترکان خان یغما را . (حافظ)
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا ، به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را ، بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت ، کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را . (حافظ)