لغات انگليسي كاربردي پيش دانشگاهي(2)
جزئیات این مطلب :
نوشته شده در تاریخ :
30 نوامبر 1999
Goods
اجناس
Hand
دست.عقربه
Harvest
خرمن.محصول
How awful !
چه مهيب !
Humidity
رطوبت.تري
Impact
بهم فشردن.فشار
Import
وارد كردن
Impure
نادرست.ناخالص
In charge of
متصدي
Income
درامد
Increase
افزودن
Industry
صنعت
Inevitable
ناگزير
Injure
آسيب زدن
Injured
مجروح
Injury
جراحت
In short
مختصرا
Instance
به عنوان مثال.نمونه
Interfere
دخالت كردن
Invade
حمله كردن.تجاوز كردن
Invasion
هجوم
Invasive
مهاجم
Involve
درگير شدن
Jacket
ژاكت
Jewelry
جواهر فروش
Journey
سفر
Judge
قضاوت كردن
Justify
حق دادن.توجيه كردن
Labour
كار.رنج
Labour-saving
پس انداز
Latin America
آمريكاي لاتين
Lead to
هدايت كردن
Leather
چرم.شلاق زدن
Lecture
سخنراني
Lift
سرقت كردن.بلند كردن
Light
نور
Link
پيوند دادن
Local
محلي.مكاني
Locate
تعيين مكان كردن
Location
مكان
Look up
نگاه كردن
Maintain
نگهداشتن.حمايت كردن
Manual
كتاب راهنما.دستي
Meddle
مخلوط كردن.مداخله كردن
Memorize
حفظ كردن
Mess
يك خوراك غذا
Mild
مهربان
Mental
ذهني
Mentally
روحا
Miserable
بدبخت
Missing
گم
Mobile
سيار
Nearby
مجاور
Notice
توجه كردن
Novelist
رمان نويس
Nuclear
هسته اي
Nursing school
كودكستان
Official
رسمي
Opportunity
فرصت
Overactive
فوق العاده فعال
Overactivity
فعاليت زياد
Overcome
چيره شدن
Overcrowded
پرجمعيت
Overpopulation
اضافه جمعيت
Owe
مديون بودن.بدهكار بودن
Participant
شريك
Particle
ذره
Particular
مخصوص
Particularly
مخصوصا
Party
مهماني.بخش.حزب.دسته
Passer-by
رهگذر
Patient
صبور
Pay back
باز پرداختن
Payment
پرداخت.قسط
Personality
هويت.شخصيت
Personalize
جنبه شخصي دادن به
Photocopy
رونوشت
Physically
فيزيكي
Pilgrim
زائر.مسافر
Pillow
بالش.پشتي
Plastic
پلاستيك.نرم
Platform
سكو
Polish
جلا دادن
Pollution
آلودگي
Position
موقعيت
Populate
مسكون كردن
Populous
پر جمعيت
Pottery
سفالگري
Power
قدرت
Pressure
فشار
Prevent
جلوگيري كردن
Previous
پيشين
Privacy
تنهايي
Procedure
رويه
Professional
حرفه اي
Proportion
تناسب
Protect
حراست كردن
Protein
پروتئين
Puzzle
معما.گيج كردن
Quit
ترك كردن
Radiate
تابيدن
Raid
يورش
Rate
ارزيابي كردن
Rather (than)
سريعتر.بيشتر
Reasonable
منطقي
Receive
دريافت كردن
Refer
مراجعه كردن
Referable
قابل مراجعه
Referee
داور.داوري كردن
Reference
ارجاع
Reflect
منعكس كردن
Refugee
مهاجر
Regularly
مرتبا
Remain
باقي ماندن.باقيمانده
Replace
جايگزين كردن
Represent
نمايش دادن.وانمود كردن
Required
لازم داشتن
Requirement
لازم.تقاضا.نياز
Requisite
لازمه
Research
تحقيق
Rescue
رهانيدن
Reserve
كنار گذاشتن.اندوختن
Respectful
مودب
Responsibility
مسئوليت
Restrict
محدود كردن
Restriction
محدوديت.جلوگيري
Return (ticket)
بليط دوسره
Robber
دزد
Rudely
گستاخانه
Safety
ايمني
Salary
حقوق
Schooling
تحصيل
Seashore
ساحل
Second class
كلاس دوم
Secure
ايمن
Settler
مهاجر.مقيم
Set-off
جبران
Set-up
وضع بدن.نصب كردن
Sharp
تيز
Shock
تكان.شوك
Shocking
تكان دهنده
Shockingly
بطور انزجارآور
Single ticket
بليط يكطرفه
Situate
جا گرفتن
Situated
واقع شده در
Sneeze
عطسه
Solely
منحصرا
Solid
جامد
Soluble
حل پذير.محلول
Solution
راه حل
Solvable
حل شدني
Solve
حل كردن
Spectator
تماشاگر
Stadium
ورزشگاه
Stormy
طوفاني
Stranger
بيگانه
Strap
ركاب.بند چرمي.تازيانه زني
Stress
فشار.پريشان كردن
Stretch
كشيدن
Stretcher
برانكارد
Style
شيوه
Substance
ماده
Suffer
رنج بردن
Sum
مبلغ.حساب كردن.مختصر كردن
Supervise
نظارت كردن.رسيدگي كردن
Supervision
نظارت
Supervisor
ناظر
Supervisory
نظارتي
Supplier
تهيه كننده.فروشنده.كارپرداز
Supplies
تداركات
Supply
تهيه كردن.عرضه كردن
Symptom
نشانه
Tail
دم.دنباله
Territory
سرزمين.خاك.قلمرو
Tin
قلع
Total
كلي
Tongue
زبان
Tragic
غم انگيز
Transportation
حمل و نقل
Trap
بدام انداختن
Troops
يگانها
Ultimately
سرانجام
Undesirable
نامطلوب
Unit
واحد
Vaccination
واكسن زني
Valuable
گرانبها
Valuation
ارزش
Value
ارزيابي
Variable
تغيير پذير
Various
گوناگون
Vehicle
وسيله نقليه
Victim
طعمه.هدف
Visa
ويزا
Warn
هشدار دادن
Waterpollo
واترپولو
Weapon
سلاح
Well-equipped
مجهز
Will
خواست.خواستن.وصيت كردن
Wire
سيم
Wish
خواستن
Within
در داخل.در مدت.در حدود
Zone
قلمرو.مدار
تعداد کاربران علاقمند به این مطلب ::
0