دانستنی های زندگی

هدیه‏اى از جنس بلور

از خیال تا واقعیت

تصوّر كنید درون یك كشتى، آرام‏آرام، به سوى مقصد پیش مى‏روید. موج‏ها گاهى سر برمى‏آورند و گاهى بى‏صدا از كنارتان مى‏گذرند. شب فرا مى‏رسد و آرامش شبانه، مسافرت شما را لذت‏بخش‏تر كرده است. بر روى عرشه كشتى مى‏آیید. به آسمان پر از ستاره نگاه مى‏كنید. دلتان مى‏خواهد آرامشتان را در كنار ستاره‏ها بگذرانید. نفس‏هاى عمیقتان، به شما الهام مى‏كند كه همه چیز به خوبى پیش مى‏رود. با خود مى‏گویید: این‏جا كسى مزاحم نیست؛ من هستم و ستاره‏ها و شب و سكوت و خیالى آسوده! به این مقدار آرامش، اكتفا نمى‏كنید.

 

به ذهنتان خطور مى‏كند كه از این آزادى و راحتى بهره بیشترى ببرید و تنى به آب بزنید. خود را آماده شیرجه زدن درون آب مى‏نمایید. ناگهان سر و كله كسى پیدا مى‏شود: «آقا! چه كار مى‏خواهى بكنى؟ این منطقه پر از كوسه است. عمق آب هم به قدرى زیاد است كه گمان نمى‏كنم بتوانید از آن، جان سالم به در ببرید! در سفرهاى قبلى هم آدم‏هایى مثل تو، دل به این دریا زدند و دیگر برنگشتند! من نمى‏توانم این اجازه را به شما بدهم».

 

آیا این یك بدشانسى است كه درست زمانى كه مى‏خواستید از دریا و مسافرت خود لذت بیشترى ببرید، شخصى با این اطلاعات و تجربه، مانع كار شما شده است؟ اگر آزادِ آزاد بودید و تمام تصمیم‏گیرى‏هایتان بدون مزاحمت و تذكر دیگران انجام مى‏گرفت، این‏جا چه تصمیمى مى‏گرفتید؟ آن مرد را شخصى مزاحم مى‏دانید یا یك دل‏سوز؟

 

دیجی کالا دیجی کالا

هدیه بزرگ

آزادى، واژه‏اى زیبا، جذّاب و دوست داشتنى است. شاید هیچ كس را نتوانیم پیدا كنیم كه از آزاد بودن خود (از این كه خودش فكر مى‏كند، انتخاب مى‏نماید و به زندگى‏اش ادامه مى‏دهد) شكایت داشته باشد؟ انتخاب شغل، همسر، آینده، سبك زندگى، رشته تحصیلى، دوست، دین و … همگى گوشه‏اى از این هدیه الهى به ماست. خداوند با تدبیر خود، نیروى اراده را به انسان‏ها داده و دو چراغ روشن و همیشه فروزان به نام «عقل» و «راهنما (پیامبران و پیشوایان)» را به كمك آن فرستاده است.

 

از آن‏جا كه انسان در كنار عقل و فطرت درخشان خود، با كشش‏هاى غریزى هم دست و پنجه نرم مى‏كند، قوانینى براى بهتر زیستن و مهار غرایز سركش نیز در نظر گرفته شده كه به نام «دین» در كادویى از آرامش و اطمینان و به دست بهترین آفریده‏هاى آن همیشه مهربان، از زمان تولدِ دوباره انسان (بلوغ)، به او هدیه مى‏شود: هدیه‏اى از جنس بلور!

 

پرچین‏هاى زندگى

در اطراف خانه‏اى كه در آن زندگى مى‏كنیم، پرچین‏هایى یك دست و زیبا ساخته شده است. دلیل نصب آنها نیز محافظت از خود و زندگى خود است، تا هر كسى به درون خانه سَرَك نكشد و امنیت ما را به مخاطره نیندازد. اگر در آموزه‏هاى آسمانى، محدوده‏هایى براى انسان‏ها سفارش شده، سود اصلى آن، ایجاد امنیت خاطر براى خود اوست و در مرتبه بعد براى دیگران. با رعایت حقوق همدیگر به آزادى و آرامش یكدیگر ارج مى‏نهیم.

 

آزادى‏هاى بى‏چارچوب، یعنى نداشتن حفاظ در زندگى فردى و اجتماعى كه محصول آن، رشد نیافتگى و ركود است؛ زیرا زندگى در شهر بى‏قانون، دنیایى از ندانم كارى‏ها را در پى خواهد داشت و انسان رها شده از ضوابط، در هرج و مرج جامعه، با بن‏بست روحى مواجه مى‏گردد.

 

جاده‏هاى بى‏نشان

اگر زندگى را به یك مسافرت طولانى در جاده‏اى بزرگ تشبیه كنیم، به خوبى در مى‏یابیم كه نبود تابلو و نشان در مسیر این جاده، معنایى جز سرگردانى و احتمال نرسیدن به مقصد واقعى را نخواهد داشت. حركت در جاده‏هاى بى‏نشان، چنان دلهره‏اى براى مسافر مى‏آفریند كه برداشتن گام بعدى را براى او در این مسیر، دشوار مى‏سازد؛ زیرا با انحراف از جاده اصلى، گام‏هاى بعدى، مساوى است با دور شدن از شهرى كه قصد ورود به آن را داشته‏ایم.

 

آموزه‏هاى آسمانى براى انسان‏هاى زمینى، مانند تابلوهاى جاده‏هاست كه مسافران را از خطرات آگاه كرده، اطلاعات لازم را در مسیر حركت به آنها مى‏دهد. مشخّص كردن حریم جاده براى مسافر، سرعت مجاز حركت و همه دستورات مشابه، نه تنها بى‏حرمتى و محدود سازى براى مسافران و راننده‏ها نیست، بلكه نوعى لطف و هدیه از سوى قانون‏گذار به آنهاست كه هم مسیر درست را نشان مى‏دهد و شخص، از حیرت و سرگردانى نجات مى‏یابد و هم عمل به آن، سلامت سفر را تضمین مى‏كند.

 

سخن آخر

ما مَلَك بودیم و فردوس برین، جایمان بود و در آن‏جا همه نوع نعمت و آزادى در اختیارمان. فقط و فقط از یك نعمت، نهى شده بودیم و آن را پاس نداشتیم.

 

در بهشت زمین هم، نهى‏ها آسمانى وجود دارند، وسوسه‏ها هم هستند، بیشتر از قبل. مراقبت باشیم از بهشت زمین، رانده نشویم!

 

نویسنده : ابراهیم اخوى

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن